
رینا تارگرین، دریمفایر و آینده خاندان تارگرین
قسمت ششم از فصل سوم سریال «خاندان اژدها» با عنوان «مردان بیچهره»، روایتی گسترده است که شخصیتها و خطوط داستانی را در سراسر نقشه به جلو میراند، اما یکی از این جریانات پتانسیل بازنویسی سرنوشت خاندان تارگرین را دارد. در این قسمت، آلیس ریورز جادوگر، راز تکاندهندهای را که در قلعه نفرینشده هرنهال پنهان کرده بود، فاش میکند! دستهای از تخمهای اژدها! این تخمها با تاریخچهای عمیق گره خوردهاند که به رینا تارگرین، دختر اگان فاتح بازمیگردند.
رینا تارگرین در تاریخ وستروس چه کسی بود؟
رینا تارگرین نخستین نوهای بود که از اینیس تارگرین (پسر اگان فاتح و خواهر و همسرش رینیس) متولد شد. تولد او اهمیت بسیار زیادی برای خاندان تارگرین داشت، چرا که او نماینده اولین نسل جدید از اربابان اژدها پس از فرزندان خودِ اگان بود و دودمان سلطنتی را تثبیت میکرد. طبق کتاب آتش و خون نوشته جرج آر. آر. مارتین، اگان زمانی که برای اولین بار او را در آغوش گرفت اشک ریخت.
رینا زندگی طولانی و پرفرازونشیبی داشت. او سه بار ازدواج کرد:
ابتدا با برادرش اگان، که توسط عمویشان «میگور ظالم» در جریان مبارزه برای تاجوتخت کشته شد.
سپس با خود میگور، در یک مراسم ازدواج اجباری سهگانه همراه با دو بیوه ناخواسته دیگر که به «عروسان سیاه» معروف شدند.
و در نهایت با نجیبزادهای کماهمیت به نام اندرو فارمن، که گفته میشد خواهرش، «الیسا فارمن»، قلب رینا را ربوده بود.
رینا اولین اژدهاسوارِ دریمفایر بود، اژدهایی که سالها بعد توسط هلینا تارگرین تصاحب شد. او همچنین خواهر پادشاه جیهریس و خواهر همسرش، آلیسان بود.
با چنین پیشینهای، تعجبی ندارد که رینا یکی از برجستهترین شخصیتهای کتاب «آتش و خون» است و خطوط داستانی متعدد او بخش عمدهای از کتاب را تا یک یا دو نسل پیش از «رقص اژدهایان» پوشش میدهد.
رینا تارگرین چگونه درگذشت؟
رینا به خاطر مدت زمان طولانی که در کسترلیراک گذراند به «ملکه غرب» و به دلیل دورهای که پس از مرگ میگور بر دراگوناستون حکومت کرد به «ملکه شرق» معروف بود. او از ازدواجش با اگان صاحب دختران دوقلویی به نامهای ریلا و ایریا شد. ریلا به عنوان سپتا به «مذهب هفت» پیوست، در حالی که ایریا به یکی از عجیبترین و مرموزترین معماهای کتاب تبدیل شد.
پس از بالا گرفتن تنشها بین ایریا و رینا، این دختر نوجوان سعی کرد «بالریون» را تصاحب کند. اوضاع به هم ریخت و بالریون تمام مسیر را احتمالا تا والریای کهن پرواز کرد؛ واقعیتی که تنها زمانی فاش شد که او یک سال بعد همراه با ایریا بازگشت. ایریا به انگل وحشتناکی مبتلا شده بود که در همان شب او را از درون سوزاند و کشت. کتاب هرگز به طور دقیق فاش نمیکند که در والریا چه بر سر ایریا و بالریون آمد، اما توصیفهای مرگ او شبیه کابوس است.
پس از مرگ ایریا، رینا دست به عزلتنشینی خودخواسته در هرنهال زد. در این زمان او برای سومین بار بیوه شده بود، چرا که همسر قبلیاش اندرو را پس از آنکه چند نفر از نزدیکانش را مسموم کرده بود، کشته بود. رینا هرنهال را به خاطر آرامش و آبوهوا انتخاب کرد و شاهد پایان نسل خاندان تاو بود که هنگام ورودش مالک قلعه بودند. پس از آن، او تا زمان مرگش در سال ۷۳ پس از فتح (در سن ۵۰ سالگی) به آرامی بر هرنهال حکومت کرد و آنجا را به پناهگاهی امن برای هر کسی که نیازمند پناه بود تبدیل نمود.
وقتی او سرانجام درگذشت، دریمفایر راه خود را به سمت کینگز لندینگ پیش گرفت تا در «دراگنپیت» زندگی کند، جایی که سالها بعد با هلینا تارگرین پیوند خورد.
تخمهایی که در اختیار آلیس ریورز بود، از کجا آمدهاند؟
سریال «خاندان اژدها» صفحه دیگری به داستان رینا اضافه میکند. به گفته آلیس، اژدهای رینا یعنی دریمفایر، در طول ۱۷ سالی که آنها در قلعه هرنهال زندگی میکردند (قبل از مرگ رینا به دلیل کهولت سن)، دستهای تخم گذاشته است. جنگ داخلی «رقص اژدهایان» بیش از ۵۰ سال پس از مرگ رینا رخ میدهد و در تمام این مدت، تخمها در هرنهال پنهان مانده بودند تا اینکه به دست آلیس ریورز رسیدند. (در سریال، آلیس میگوید تخمها برای «صد سال» پنهان بودهاند، که دقیق نیست زیرا ۱۰۰ سال قبل از رقص اژدهایان، رینا هنوز یک کودک بود؛ بنابراین این حرف قابل استناد نیست).
این تخمهای اژدها با دیگر تخمهایی که در «خاندان اژدها» دیدهایم متفاوت هستند، زیرا خنثی و بیحرکت به نظر میرسند (مانند تخمهای دنریس تارگرین که در ابتدا مانند سنگ بودند. اما درست مثل تخمهای دنریس، میبینیم که تخم موجود در دست آلیس با نگه داشته شدن و همچنین با مالیده شدن لکهای از خونِ دست این جادوگر، گرم میشود.
اژدهایان دنریس از طریق جادوی خون متولد شدند (با قربانی کردن جادوگر و جسد همسرش کال دروگو در آتش)، به همین ترتیب، به نظر میرسد تخمهای دریمفایر نیز به محرکهای اطراف خود پاسخ میدهند و پرورش آنها امکانپذیر است.
نقشه آلیس برای این تخمها احتمالاً شروع یک شاخه جدید از امپراتوری تارگرین همراه با ایموند است، چرا که او درباره این صحبت میکند که پسران ایموند مانند خودش شاهزادگان تارگرین خواهند شد.
این دو در کتاب نیز رابطهای عاشقانه دارند و آلیس حتی ادعا میکند فرزند ایموند را باردار است، بنابراین این چرخش داستانی برای آنها کاملاً منطقی است.
آیا تخمهای اژدهای آلیس ریورز به دنریس در «بازی تاجوتخت» مربوط میشوند؟
در کتاب «آتش و خون»، به شدت به این موضوع اشاره شده که اژدهایان دنریس از نسل دریمفایر هستند. داستان از این قرار است که الیسا فارمن پس از شکرآب شدن رابطهشان، دستهای شامل سه تخم اژدها را دزدید و با خود به اسوس برد. این تخمها گم شدند و قرنها بعد به عنوان هدیه عروسی به دنریس تارگرین داده شدند.
این موضوع هرگز به طور صریح تایید نشده، اما نظریهای آنقدر قوی است که میان طرفداران به عنوان یک واقعیت پذیرفته شده است. سریال «خاندان اژدها» قبلاً تغییرات زیادی ایجاد کرده است. در فصل دوم، سریال دستهای شامل چهار تخم اژدها از اژدهای رینیرا یعنی «سیراکس» را معرفی کرد که همراه با رینا به ویل فرستاده شدند. بعدها این تخمها همراه با دو پسر کوچکتر رینیرا یعنی اگان و ویسریس به پنتوس فرستاده میشوند.
در یک مصاحبه، گیتا وِسانت پاتل (کارگردان) تایید کرد که آن تخمها در واقع همان تخمهای اژدهای دنریس بودند. با این حال، حدود یک هفته بعد، رایان کندال (شورانر سریال) این اظهار نظر را پس گرفت و گفت که دست یافتن دنریس به آن تخمها فقط «یکی از آیندههای ممکن» است.
اکنون به نظر میرسد سریال در حال بازی با «آیندههای ممکن» دیگری است! با معرفی تخمهای بیشتر از دریمفایر، سریال «خاندان اژدها» به تاریخچه کتاب درباره الیسا فارمن نزدیکتر میشود. حداقل این موضوع باعث میشود تخمهای جدید، خویشاوندان مستقیم اژدهایان دنریس باشند، مگر اینکه سریال دست به کار عجیبی بزند و کاری کند که سه تا از این تخمها ناپدید شوند.
اما شاید مهمتر از آن، دسته تخمهای دریمفایر این ایده را مطرح میکند که تخمهای اژدهای خفته و قدیمی را میتوان دوباره زنده کرد. تخم در دست ایموند هنگامی که آلیس به طور تصادفی خون (آن هم خونِ پستتر کسی که تازه به قتل رسانده بود) را روی آن میمالد، گرم میشود. همانطور که میری ماز دور زمانی گفته بود: «تنها مرگ میتواند بهای زندگی را بپردازد.»
این قاعده در اینجا نیز به همان اندازه روزگار دنریس تارگرین صادق است.
دیدن اینکه آیا این تخمها فقط به عنوان یک ایستراِگ عمل میکنند یا نقشی پررنگتر خواهند داشت، جالب خواهد بود. در هر صورت، داشتن دلیلی برای عمیقتر شدن در کتاب «آتش و خون» و تاریخچه پیچیده وستروس همیشه جذاب است.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش
