سریال خاندان اژدها اخیرن یک تغییر بزرگ و جنجالی را در یکی از شخصیتهای مهم داستان ایجاد کرد؛ تغییری که تفاوت قابل توجهی با کتابها دارد.
نبرد «گالت» در سریال انتظارات بسیاری از هواداران را برآورده کرده است. این درگیری عظیم دریایی میان دو جناح در حال جنگ، صحنهای خشن و تماشایی بود که با مرگهای شوکهکننده همراه شد و نقطه عطفی در «رقص اژدهایان» به شمار میرفت.
در جریان نبرد، رینا تارگرین اژدهایی به نام «شیپاستیلر» را پیدا کرد و با او پیوند برقرار نمود. او سوار این اژدها شد تا در نبرد کمک کند. اما رینا خیلی دیر فهمید که کنترل یک اژدهای وحشی کار آسانی نیست!! این اژدها روی هر دو طرف آتش ریخت و حتا خواهرش بیلا و اژدهای جوان او، «موندنسر»، را تعقیب کرد. در نهایت این اتفاق باعث شد جیسریس ولاریون و اژدهایش «ورمکس» هدف قرار گرفته و از آسمان سقوط کنند.
پس از آن، جیسریس بر اثر بارانی از تیرها کشته شد.
برای طرفداران کتاب حضور رینا در این خط داستانی بسیار غافلگیرکننده بود. دلیلش این است که در کتاب، شیپاستیلر توسط «نتلز» رام میشود؛ زنی از طبقه پایین جامعه که با دادن مداوم گوسفند به اژدها، موفق شد او را رام کند و در نهایت با او وارد نبرد شود. بعدها نیز او به دوست نزدیک دیمون تارگرین تبدیل شد و حتا بر اساس شایعات، رابطهای فراتر از دوستی میان آنها شکل گرفت.
رایان کندال در گفتوگو با IGN درباره دلیل این تغییر گفت:
«به نظر ما از آنجا که این داستان از دیدگاه شخصیتها روایت میشود و در اصل یک داستان خانوادگی است، مناسبتر بود که یکی از اعضای خانواده در این خط داستانی حضور داشته باشد. همچنین از فصل اول، رینا به عنوان عضوی از خانواده معرفی شده بود که اژدها ندارد و تقریبن تمام هویت او به همین موضوع گره خورده بود؛ اینکه او تنها فرزند تارگرینی است که اژدها ندارد. احساس کردیم سالها برای این مسیر شخصیتی زمینهسازی کردهایم و برای مخاطبان سریال که کتاب را نخواندهاند، دیدن اینکه رینا بلاخره یک اژدها را به دست میآورد، میتواند رضایتبخش باشد. اما او باید با پیامدهای تحقق آرزویش روبهرو شود.»
البته دیدگاهی طعنهآمیزتر این است که تهیهکنندگان ترجیح دادهاند به جای اضافه کردن یک شخصیت اصلی جدید به گروه بازیگران، نقش نتلز را به رینا منتقل کنند تا هزینههای تولید کمتر شود. این تصمیم همچنین نشانه دیگری از فاصله گرفتن سریال از روایت اصلی جرج آر. آر. مارتین محسوب میشود.
کندال در پایان تاکید کرد که پیامدهای این نبرد تاثیر عمیقی بر رینا خواهد گذاشت و او به سختی میآموزد که باید مراقب آرزوهایش باشد:
«این برای رینا شبیه داستان “پنجه میمون*” است؛ آرزوی بزرگش برآورده میشود، اما همان آرزو به بزرگترین کابوسش تبدیل میشود.»
اما حذف نتلز چه تغییری در سریال ایجاد میکند؟
پیامدهای حذف نتلز و واگذاری خط داستانی او به رینا، تغییر بزرگی برای سریال محسوب میشود. این موضوع همچنین یک پرسش جالب را مطرح میکند: زمانی که ملکه رینیرا از کاری که رینا انجام داده باخبر شود، چه اتفاقی خواهد افتاد و این موضوع چه تاثیری بر سایر اعضای خانواده خواهد گذاشت؟
این تصمیم برای سریال شجاعانه بوده، اما از برخی جنبهها نیز جواب میدهد. این تغییر جایگاه مهمتری به رینا در داستان میبخشد؛ زیرا تلاش او برای کمک، نهتنها باعث نجات کسی نشد، بلکه به ویرانی بیشتری انجامید و مهمتر از همه، به مرگ جیس منجر شد! (هرچند که جیس در کتاب نیز تقریبن به همین شکل و بدون دخالت اژدهایی دیگر میمیرد.)
حذف نتلز همچنین به معنای کنار گذاشتن یک رابطهی عاشقانه احتمالی میان او و شاهزاده دیمون است؛ رابطهای که میتوانست حسادت و خشم ملکه را برانگیزد و در آینده میان اعضای خانواده شکاف ایجاد کند.
علاوه بر این، پرسشهای تازهای درباره سرنوشت رینا مطرح میشود. اکنون که نقش نتلز به او منتقل شده، مشخص نیست سرنوشت رینا تا چه اندازه از مسیر رمان فاصله خواهد گرفت؛ زیرا در کتاب، رینا و نتلز سرنوشتهای کاملن متفاوتی را تجربه میکنند.
پینوشت: پنجه میمون داستانی کوتاه است که بر اساس ایدهی کهن «سه آرزو که برآورده میشوند» شکل گرفته است.
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش
