خانه > مقالات > داستان‌هایی که سریال ویچر می‌تواند از سری بازی آن الهام بگیرد و داستان‌هایی که ما دوست داریم در سریال ببینیم!

داستان‌هایی که سریال ویچر می‌تواند از سری بازی آن الهام بگیرد و داستان‌هایی که ما دوست داریم در سریال ببینیم!

وقتی حرف از ساخت یک سریال که پیش از این هویت تصویری داشته (فقط الهام از کتاب نبوده) می‌شود، مقایسه‌ها سخت‌گیرانه‌تر از زمانی است که یک سریال تنها با الهام از یک کتاب ساخته می‌شود. این بزرگترین مشکلی است که سریال ویچر با آن روبه‌رو است و از آنجا که بازی ویچر هیچ کم و کاستی ندارد و برعکس بسیار هم بازی با کیفیت و خاصی است، بخصوص نسخه سوم، کار برای شبکه نتفلیکس سخت خواهد بود. هرچند نکات مثبتی هم وجود دارد. مثلا محبوبیت بازی باعث می‌شود که طرفداران بازی به سراغ این سریال بیایند و از همان فصل اول بیننده‌های زیادی داشته باشد اما سطح توقعات بالاست و همواره با بازی مقایسه خواهد شد.

راه‌هایی وجود دارد که این مقایسه‌ها به نفع سریال ویچر و شبکه نتفلیکس باشد. اولین قدم انتخاب بازیگر بود که خب منهای گرالت طرفداران را خیلی خشنود نکردند اما دومین قدم انتخاب یک سری خط داستانی اصلی در بازی است که طرفداران بازی به آنها علاقه‌مند هستند و اگر به فهمیدن نکات گنگ بازی و پشت پرده‌ها بپردازد، قطعاً راه درست را می‌روند و حداقل از لحاظ داستانی بینندگان را ارضا می‌کنند. بیایید این خطوط داستانی را بررسی کنیم.

۱. داستان زندگی ینیفر

زندگی ینیفر در بازی یکی از مجهولات است که در کتاب به آن پرداخته شده و طرفداران بازی که کتاب را مطالعه نکردند، بسیار مشتاق فهمیدن آن هستند. ینیفر مادرخوانده سیری و عشقِ زندگی گرالت است. بعضی از طرفداران بازی، ینیفر را زنی با قلب یخی می‌دانند و عده‌ای دیگر او را زنی مقتدر که می‌تواند تصمیماتی را بگیرد که کمتر کسی قدرت این چنین تصمیم‌گیری را دارد. برای اسپویل نشدن داستان ینیفر تنها اشاره‌ کوچکی به گذشته او می‌کنیم. او گذشته سخت و دردناکی داشت. هنگام تولد اصلاً زیبا نبوده و حتی والدینش نیز از او متنفر بودند. وقتی که او جادو را آموخت، تلاش کرد چهره خود را با آن جادو زیبا کند و به همین خاطر همیشه برایش سوال بود که کسی حقیقتاً می‌تواند چهره اصلی وی را ببینید و عاشق او باشد.

نکته: چهره ینیفر در سریال نتفلیکس متعلق به زمانی است که او زیبا بوده و از جادو برای فریب دیگران استفاده کرده است اما به گذشته او هم اشاره می‌شود‌.

۲. گذشته دیکسترا و فیلیپا

طرفداران ویچر حتما فیلیپا را می‌شناسند، یکی از اعضای اصلی لاج او سورسورس که در نسخه سوم بازی به رابطه‌ی او و دیکسترا، جاسوس چندجانبه‌ای که بسیار قدرتمند است، اشاره شد. ما می‌دانیم که بین آن دو گذشته‌ای هست و این گذشته در کتاب عنوان شده. یکی از خطوط داستانی جالبی که در سریال ویچر می‌توانیم شاهد آن باشیم واکاوی این ارتباط است.

۳. رابطه عاشقانه گرالت و تریس مری‌گولد

در بازی ویچر متوجه می‌شویم که گرالت در واقع عاشق ینیفر بوده اما مدتی حافظه خود را از دست داده و با تریس رابطه برقرار می‌کند. بسیاری از طرفداران بازی نیز تریس را به ینیفر ترجیح می‌دهند. در نسخه سوم یکی از انتخابات گرالت هم انتخاب یکی از این دو نفر است. یعنی شما می‌توانید هنگام بازی یکی از این دو نفر و یا هیچکدام را به عنوان عشق گرالت انتخاب کنید. البته انتخاب هردو عواقب بامزه‌ای را به همراه دارد.

اما در کتاب داستان کاملا متفاوت است. گرالت عمیقا از هم خوابی با تریس ابراز پشیمانی می‌کند و هیچ احساس عاشقانه متقابلی در مورد تریس ندارد. اینکه در سریال شاهد کدام اتفاق خواهیم بود، مشخص نیست اما پرداخت به داستان این عشق می‌تواند جالب باشد.

۴. داندلیون

هرچند در بازی چندان لطفی به داندلیون، شخصیت شوخ طبع و دوست داشتنی قصه نشده اما این شخصیت در کتاب همراه گرالت است و به نوعی به او خدمت می‌کند و اگر در سریال هم مانند کتاب به او اهمیت داده شود، این قضیه می‌تواند باعث جذابتر شدن داستان شود، چرا که خود گرالت شخص جدی و مصممی است و بودن شخصی شوخ طبع در کنار او باعث جذب مخاطب می‌شود. شاید در سریال شاهد حضور پررنگ‌تری از داندلیون باشیم.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*