آندره ساپکوفسکی، خالق دنیای «ویچر»، تأیید کرده که مشغول نوشتن کتاب تازهای درباره ماجراهای گرالتِ ریویاست. او امیدوار است نگارش رمان را تا پایان سال ۲۰۲۷ تمام کند؛ یعنی اگر همهچیز طبق برنامه پیش برود، انتشار نسخه لهستانی میتواند در سال ۲۰۲۸ و انتشار جهانی آن در سال ۲۰۲۹ باشد.
بازگشت رسمی به دنیای ویچر
این خبر در جریان رویداد «کوپرنیکون» در شهر تورونی لهستان مطرح شد. ساپکوفسکی در گفتوگویی روی صحنه گفت که میخواهد کار روی رمان بعدی ویچر را تا پایان ۲۰۲۷ به اتمام برساند. هنوز عنوان، خط داستانی یا زمان دقیق انتشار کتاب اعلام نشده، اما اصلِ بازگشت او به این جهان قطعی است.
احتمالاً گرالت دوباره شخصیت اصلی است
یکی از حاضران از ساپکوفسکی پرسید آیا ممکن است داستانهای بعدی ویچر به شخصیتهایی غیر از گرالت، مثلاً ینیفرِ ونگربرگ، اختصاص داشته باشند یا نه. نویسنده این ایده را رد کرد؛ بنابراین میشود انتظار داشت که رمان تازه، بار دیگر حول گرالتِ ریویا بچرخد.
انتشار احتمالی در ۲۰۲۸ و ۲۰۲۹
آخرین رمان ساپکوفسکی، «دوراهی کلاغها»، اواخر ۲۰۲۴ در لهستان منتشر شد و نسخه بینالمللیاش در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵ به بازار آمد. اگر کتاب تازه هم همین مسیر را طی کند، احتمالاً ابتدا در ۲۰۲۸ به زبان لهستانی و یک سال بعد در دیگر کشورها منتشر میشود. این فاصله چهارساله، در مقایسه با وقفههای طولانی قبلی مجموعه، بسیار امیدوارکننده است.
پس از پایان حماسه اصلی، ساپکوفسکی سالها از گرالت فاصله گرفت. او در ۲۰۱۳ با «فصل طوفانها» بازگشت؛ داستانی مستقل که در دوره داستانهای کوتاه «آخرین آرزو» و «شمشیر سرنوشت» میگذرد. سپس ۱۱ سال بعد، «دوراهی کلاغها» را منتشر کرد؛ پیشدرآمدی درباره گرالتِ ۱۸ ساله، درست پس از ترک کر مورهن و در آغاز راه حرفهایاش. حالا اگر رمان بعدی واقعاً تا ۲۰۲۸ برسد، یعنی نویسنده دوباره با انرژی بیشتری به این دنیا برگشته است.
داستان تازه درباره چه دورهای از زندگی گرالت است؟
هنوز معلوم نیست رمان جدید دقیقاً در کدام مقطع از زندگی گرالت میگذرد. آخرین کتاب ساپکوفسکی، «دوراهی کلاغها»، گرالت را در حدود ۱۸ سالگی نشان میداد؛ زمانی که تازه کر مورهن را ترک کرده، هنوز تجربه زیادی ندارد و آن ویچر افسانهایِ داستانهای بعدی نشده است.
یک احتمال این است که کتاب تازه ادامه همین دوره باشد: نشان بدهد گرالتِ جوان چگونه در مسیرش پختهتر شد و چطور با آدمهای مهم زندگیاش، مثل یسکیر یا دندلاین شاعر و نزدیکترین دوستش و ینیفر، جادوگر مهم زندگیاش، آشنا شد.
احتمال دیگر این است که ساپکوفسکی سراغ دورهای کاملاً متفاوت از زندگی گرالت برود و یک ماجرای مستقل بنویسد؛ شبیه «فصل طوفانها». «فصل طوفانها» ادامه پایان حماسه اصلی ویچر نبود؛ داستانی بود از گذشته گرالت، در زمانی که او هنوز در سفر بود و هیولا شکار میکرد. ساپکوفسکی بهجای پاسخدادن به این سؤال که «بعد از پایان داستان اصلی چه شد؟»، بخشی از گذشته گرالت را برداشت و برایش یک ماجرای تازه و مستقل نوشت؛ داستانی که در فضای آشنای ویچر میگذرد، اما به خط پایانی مجموعه وصل نیست.
بنابراین اگر کتاب جدید هم چنین ساختاری داشته باشد، احتمالاً با یک سفر یا ماجرای تازه از گذشته گرالت روبهرو خواهیم بود؛ نه ادامهای بر سرنوشت او پس از پایان مجموعه یا اتفاقات بازی «ویچر ۳».
وستروس اولین مرجع فارسی نغمه ای از یخ و آتش
