خانه > مقالات > ۵ نکته درباره جورج آر. آر. مارتین که هر طرفدار «بازی تاج‌وتخت» باید بداند

۵ نکته درباره جورج آر. آر. مارتین که هر طرفدار «بازی تاج‌وتخت» باید بداند

مجموعه‌ی نغمه‌ای از یخ و آتش در سال ۱۹۹۶ و با انتشار نخستین کتابش، بازی تاج‌وتخت، برای اولین‌بار به شکل جدی وارد دنیای ادبیات عامه‌پسند شد.

می‌شود گفت طرفداران از دهه‌ی ۹۰ میلادی عاشق وستروس بوده‌اند و در تمام این سال‌ها تلاش کرده‌اند هر چیزی را که می‌توانند درباره‌ی این جهان یاد بگیرند.

اما خود مردی که همه‌ی این دنیا را خلق کرده، چقدر برای طرفداران شناخته‌شده است؟ جورج آر. آر. مارتین، یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان فانتزی معاصر، همان کسی است که جهانی را ساخته که میلیون‌ها نفر چند دهه است در آن زندگی می‌کنند؛ جهانی پر از شخصیت‌ها، خاندان‌ها، جنگ‌ها و داستان‌هایی که برای نسل‌های مختلف به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شده‌اند. برای شناخت بهتر خالق این جهان، بد نیست پنج نکته درباره‌ی خود مارتین بدانیم.

۱. عاشق فوتبال آمریکایی است و این علاقه را وارد کتاب‌هایش هم کرده

مارتین مثل خیلی از آمریکایی‌ها طرفدار دوآتشه‌ی فوتبال آمریکایی است. او در نیوجرسی و نه چندان دور از نیویورک به دنیا آمده و هنوز هم با همان شور و حرارتی که ملیساندرا به خدای نور ایمان دارد، از دو تیم محبوبش یعنی نیویورک جاینتز و نیویورک جتز حمایت می‌کند.

در وبلاگ معروفش، Not a Blog، مرتب درباره‌ی NFL می‌نویسد و در طول هر فصل نظرش را درباره‌ی عملکرد تیم‌ها و مسابقات منتشر می‌کند.

اما علاقه‌ی مارتین به فوتبال فقط به تماشای مسابقات محدود نشده و حتی سر از نغمه‌ای از یخ و آتش هم درآورده است. او بعضی از شخصیت‌ها و خاندان‌های منفی داستان، از جمله خاندان فوق‌العاده ثروتمند لنیستر، را با تیم‌هایی مقایسه کرده که از آن‌ها متنفر است؛ مخصوصاً دالاس کاوبویز و نیو انگلند پتریوتس.

ماجرا حتی از این هم جلوتر رفته است. مارتین شخصیتی به نام سر پاترک را از روی دوستش، پاتریک سنت دنیس، صاحب وب‌سایت Pat’s Fantasy Hotlist، نام‌گذاری کرد؛ دوستی که اتفاقاً هوادار دالاس کاوبویز بود.

بعد هم زمانی که تیم مارتین آن فصل نتیجه‌ی بدتری گرفت، سر پاترک را در داستان به شکلی بسیار خشن کشت: یک غول او را تکه‌تکه کرد!

۲. پاریس همیشه در کنار اوست

مارتین در سال ۲۰۱۱ با پاریس مک‌براید ازدواج کرد، هرچند رابطه و زندگی مشترک آن‌ها خیلی قدیمی‌تر از این حرف‌هاست. این دو از سال ۱۹۸۱ با هم زندگی می‌کنند و حالا ساکن سانتافه در نیومکزیکو هستند؛ جایی که از چند کسب‌وکار محلی و مؤسسه‌ی خیریه نیز حمایت می‌کنند.

سال‌هاست یک شایعه‌ی جالب میان طرفداران درباره‌ی تأثیر پاریس بر سرنوشت شخصیت‌های داستان وجود دارد. طبق این روایت، پاریس به جورج گفته اگر روزی آریا استارک، شخصیت محبوبش، را بکشد، او را ترک خواهد کرد.

اگر این داستان واقعیت داشته باشد، احتمالاً آریا یکی از امن‌ترین شخصیت‌های داستان است!

نکته جالب ماجرا اینجاست که بعد از آن‌که «رد ودینگ» بخش بزرگی از خاندان استارک را از میان برد، شاید این بار یک ازدواج واقعی توانسته باشد جان یکی دیگر از استارک‌ها را نجات بدهد.

۳. پیش از وستروس، سال‌ها در تلویزیون کار می‌کرد

امروز نام جورج آر. آر. مارتین تقریباً با نغمه‌ای از یخ و آتش گره خورده است، اما قبل از آن‌که شاهکارش جهان را تسخیر کند، مردم بیشتر او را به‌عنوان یک نویسنده‌ی تلویزیونی می‌شناختند.

سال‌ها پیش از آن‌که بازی تاج و تخت یکی پس از دیگری جایزه‌های امی را درو کند، خود مارتین در اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ برای نویسندگی مجموعه‌ی تلویزیونی Beauty and the Beast نامزد جایزه‌ی امی شده بود.

منظور همان انیمیشن معروف دیزنی نیست؛ این مجموعه برداشتی امروزی از افسانه‌ی کلاسیک «دیو و دلبر» بود و ران پرلمن در آن نقش اصلی را بازی می‌کرد.

مارتین در همان مجموعه با بازیگر بریتانیایی روی دوتریس آشنا شد؛ کسی که سال‌ها بعد نسخه‌های صوتی کتاب‌های نغمه‌ای از یخ و آتش را روایت کرد.

مارتین پس از حدود ده سال کار در تلویزیون تصمیم گرفت دوباره به رمان‌نویسی برگردد. یکی از دلایل اصلی‌اش این بود که از اختیار محدود نویسندگان خسته شده بود. در تلویزیون، شبکه‌ها و مدیران اغلب بیش از نویسنده درباره‌ی مسیر داستان تصمیم می‌گرفتند.

جالب اینجاست که همان نویسنده‌ای که از محدودیت‌های تلویزیون خسته شده بود، سال‌ها بعد رمان‌هایش به پایه‌ی یکی از مهم‌ترین و موفق‌ترین سریال‌های تلویزیونی دوران معاصر تبدیل شدند.


۴. خیلی قبل‌تر از «بازی تاج‌وتخت» هم در تاریخ فرهنگ گیک‌ها جا داشت

گیک‌ها؛ افرادی که به موضوعاتی مثل کمیک، فانتزی، علمی‌تخیلی، بازی و فناوری علاقه‌ی خیلی جدی و عمیق دارند.

مارتین از کودکی عاشق کمیک‌بوک بود و سال‌ها آن‌ها را جمع‌آوری می‌کرد. علاقه‌ی او به کمیک، علمی‌تخیلی و فرهنگ هواداری خیلی قبل‌تر از انتشار «نغمه‌ای از یخ و آتش» شروع شده بود.

یکی از جالب‌ترین بخش‌های این علاقه به سال ۱۹۶۴ برمی‌گردد؛ زمانی که مارتین فقط ۱۵ سال داشت. آن سال یکی از نخستین گردهمایی‌های رسمی و سازمان‌یافته مخصوص طرفداران کمیک در نیویورک برگزار شد. برنامه در مقایسه با رویدادهای عظیم امروزی بسیار کوچک بود؛ طرفداران کمیک دور هم جمع می‌شدند، شماره‌های قدیمی را خریدوفروش می‌کردند و با بعضی از نویسندگان و طراحان کمیک دیدار می‌کردند. افرادی مثل استیو دیتکو، یکی از خالقان مرد عنکبوتی، هم در آن حضور داشتند.

مارتین آگهی این گردهمایی را در مجلات هواداری آن دوران دید و ۱.۵۰ دلار برای ثبت‌نام فرستاد. وقتی فهرست اعضا منتشر شد، مقابل نام او عدد یک نوشته شده بود: «George Martin — No. 1». یعنی مارتین نخستین کسی بود که برای آن گردهمایی ثبت‌نام کرده و هزینه بلیت را پرداخت کرده بود. خودش سال‌ها بعد با افتخار تعریف کرد که به همین دلیل «عضو شماره یک» آن رویداد بوده است.

البته آن گردهمایی سال ۱۹۶۴ همان New York Comic Con امروزی نیست؛ رویداد بزرگی که امروز با این نام برگزار می‌شود سال‌ها بعد شکل گرفت. اهمیت ماجرا این است که مارتین از همان روزهای اولیه شکل‌گیری گردهمایی‌های تخصصی طرفداران کمیک در نیویورک حضور داشت؛ دهه‌ها قبل از اینکه خودش به یکی از مشهورترین چهره‌های دنیای فانتزی تبدیل شود.

سال‌ها بعد ورق کاملاً برگشت. مارتین دیگر نوجوانی نبود که برای دیدن نویسندگان و طراحان محبوبش به یک گردهمایی کوچک برود؛ حالا خودش یکی از مهمانانی بود که هزاران طرفدار برای دیدنش می‌آمدند. او در نیویورک کامیک کان ۲۰۲۵ نیز برای معرفی مجموعه «شوالیه‌ای از هفت پادشاهی» حاضر شد و همراه ایرا پارکر، شورانر مجموعه، پیتر کلافی در نقش «دانک» و دکستر سول انسل در نقش«اگ» در پنل این مجموعه شرکت کرد.

برای کسی که زمانی اسمش با شماره یک در فهرست ثبت‌نام یک گردهمایی کوچک کمیک نوشته شده بود و چند دهه بعد با جهانی که خودش خلق کرده به همان فرهنگ هواداری برگشت، ماجرا تقریباً شبیه کامل شدن یک دایره است.

۵. جورج، باغبان داستان‌هاست

مارتین یک تقسیم‌بندی معروف درباره‌ی نویسندگان دارد. از نظر او، نویسنده‌ها معمولاً به دو گروه تقسیم می‌شوند: معمارها و باغبان‌ها.

معمارها قبل از شروع نوشتن، تقریباً همه‌چیز را طراحی می‌کنند. آن‌ها می‌دانند داستان از کجا آغاز می‌شود، چه مسیری را طی می‌کند، شخصیت‌ها قرار است چه کارهایی انجام دهند و پایان داستان دقیقاً کجاست. پیش از آن‌که اولین صفحه را بنویسند، نقشه‌ی ساختمان روی میز قرار دارد.

اما باغبان‌ها جور دیگری می‌نویسند.

آن‌ها چند بذر در خاک می‌کارند و بعد منتظر می‌مانند ببینند چه چیزی از آن‌ها رشد می‌کند. داستان ممکن است هنگام نوشتن مسیر تازه‌ای پیدا کند، یک شخصیت ناگهان اهمیت بیشتری پیدا کند یا ایده‌ای که ابتدا کوچک بوده، تبدیل به بخش بزرگی از روایت شود.

مارتین خودش را یک باغبان می‌داند.

او بارها در میانه‌ی نوشتن مجبور شده مسیر داستان را تغییر دهد، چون ایده‌هایی که در ابتدا کاشته بود، هنگام رشد به چیزی تبدیل شده‌اند که خودش هم از ابتدا انتظارش را نداشته است.

همین شیوه تا حدی توضیح می‌دهد که چرا نوشتن آثار او این‌قدر طول می‌کشد. با این حال، طرفداران این سبک اعتقاد دارند همین روش باعث شده داستان‌های مارتین این‌همه جزئیات، عمق و پختگی داشته باشند.

با وجود انتظار طولانی برای بادهای زمستان، مارتین در نهایت ششمین کتاب مجموعه را با کیفیتی بالا تحویل خواهد داد؛ چون او داستان را بر اساس شیوه‌ی خاص خودش می‌نویسد، نه بر اساس عجله و تقویم.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*