شب طولانی

از دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش
Content.png
این مقاله ناقص است. با توسعه ی آن یا ویرایش متن موجود به دانشنامه نغمه ای از یخ و آتش کمک کنید.
شب طولانی به بلندای یک نسل
خیزش مردگان برای نبرد با زنده ها
آدرها در حال خوردن گوشت انسانها

شب طولانی (Long Night) به دوره ای از وحشت و تاریکی در تاریخ گفته می شود که سرتاسر وستروس (Westeros) و قاره شرقی را فرا گرفت. این شب در حدود 8000 سال قبل از جنگ فتح (War of Conquest) در میانه زمستانی سرد و طاقت فرسا اتفاق افتاد و به مدت یک نسل همراه با قحطی و وحشت و ترس به طول انجامید.[۱]

وستروس

بر اساس افسانه های وستروسی، در میانه همین تاریکی بود که موجوداتی شیطانی، به نام آدرها (Others)، از شمالی ترین نقطه وستروس و از مناطق قطبی سرزمین همیشه زمستان (Lands of always Winter) وارد قلمرو انسانها شدند. آنان به وسیله، شمشیر های ساخته شده از تیغ های نازک یخی و همچنین با جان دادن دوباره به مردگان، به مبارزه با زنده ها پرداختند. فرزندان جنگل (Children of forest) در کنار نخستین انسانها (Firs Men) دلیرانه در مقابل آدرها (Others) جنگیدند اما راهی برای مقابله با آنها نمی‌یافتند و تدریجاً به سمت جنوب عقب می‌نشستند.[۱] تا اینکه در نهایت توانستند اسلحه‌ای مؤثر برای مقابله با آدرها (Others) بیابند «شیشه اژدها».[۲] قهرمانی بزرگ، که در فرهنگ شرقی با نام «آزور آهای» (Azor Ahai) شناخته میشود، به همراه شمشیر آتشینش ،لایت برینگر (Lightbringer)، رهبری نبرد علیه آدرها (Others) را برعهده گرفت و آنان را به عقب راند. در فرهنگ وستروسی او را با نام آخرین قهرمان (Last Hero) می شناسند. نخستین نگهبانان شب در نبرد سحر آدرها را به عقب راندند.[۳]

برای اینکه اطمینان حاصل شود که مردم هرگز دوباره گرفتار تهاجمی از سمت شمال نخواهند شد، دیوار (Wall) ساخته شد. ظاهراً دیوار (Wall) توسط برندون استارک (Brandon Stark) شناخته شده با نام برندون معمار (Brandon the Builder)، با ساختاری از یخ های منجمد و جادو بنا شده که طول آن از غرب و رودخانه گورج (Gorge) تا شرق و دریای لرزان (Shivering Sea) ادامه پیدا می کند و سرزمین همیشه زمستان (Lands of always Winter) را از باقی وستروس (Westeros) جدا میکند. در همین زمان بود که نگهبانان شب (Night's Watch) تاسیس شد تا بر روی دیوار (Wall) دیده بانی دهند و از مردم در برابر تهدید شیاطین شمال محافظت کنند.

ایسوس

روینار

اهالی روینار از نیرویی تاریک سخن می گویند که باعث نابودی روین در ایسوس و منجمد شدن آب هایش تا جنوب و تا مرز سلهرو شد؛ تا آنکه قهرمانی فرزندان بسیار مادر روین, از جمله پادشاه خرچنگ و پیرمرد رودخانه را متقاعد می کند تا مجادلاتشان را کنار گذاشته و با هم اتحادی تشکیل دهند که روشنایی روز را بازمی گرداند.[۴]

یی تی

شرق دور

نقل قول ها

قدیمی ترین داستان هایی که داریم زمانی که اندال ها به وستروس اومدن، نوشته شده. نخستین انسان ها فقط نوشته های مرموز روی سنگ ها رو برامون گذاشتن، برا همینم همه ی چیزی که ما از عصر قهرمانان و سپیده قرون و شب طولانی می دونیم از نوشته هایی اند که سپتون ها هزاران سال بعد نوشتن. استادیی تو سیتادل هستن که همین ها رو هم زیر سوال می برن.[۵]

سمول تارلی، به جان اسنو

منابع