رینیرا تارگرین: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۵۴: خط ۵۴:
رینیرا در سن هفت سالگی [[اژدهاسوار]] (dragonrider) شد، هنگامی که بر پشت یک اژدهای جوان به آسمان پرواز کرد و او را [[سیراکس]] نام نهاد. یک سال بعد، در هشت سالگی، رینیرا ساقی جام برای پدرش شد و او را بر سر میز، در میدان‌های مسابقه و در دربار همراهی می‌کرد. از آن زمان به بعد، شاه ویسریس به ندرت بدون رینیرا دیده می‌شد.{{رف|شوم|وارثان اژدها - مسئله جانشینی}}
رینیرا در سن هفت سالگی [[اژدهاسوار]] (dragonrider) شد، هنگامی که بر پشت یک اژدهای جوان به آسمان پرواز کرد و او را [[سیراکس]] نام نهاد. یک سال بعد، در هشت سالگی، رینیرا ساقی جام برای پدرش شد و او را بر سر میز، در میدان‌های مسابقه و در دربار همراهی می‌کرد. از آن زمان به بعد، شاه ویسریس به ندرت بدون رینیرا دیده می‌شد.{{رف|شوم|وارثان اژدها - مسئله جانشینی}}


در سنین جوانی، رینیرا شیفتهٔ عمویش، شاهزاده [[دیمون تارگرین]] شد. آن شاهزاده ماجراجو اغلب از سفرهایش در آن سوی [[دریای باریک]] برای او هدایای عجیب می‌آورد. در طی [[تورنی جلوس ویسریس تارگرین اول]]، سر [[کریستون کول]] با خلع سلاح کردن دیمون در نبرد نمایشی پیروز شد. آن شوالیه تاج افتخار را به رینیرا تقدیم کرد و از دختر هفت ساله درخواست لطف در میدان نبرد کرد. هنگامی که کریستون در {{تاریخ|۱۰۵}} به [[گارد پادشاهی]] پیوست، رینیرا شیفتهٔ او شد و او را «شوالیه سفیدش» نامید. ویسریس نیز اجازه داد آن شوالیه جذاب به عنوان سپر و محافظ شخصی رینیرا خدمت کند. از آن پس، کول همواره نشان رینیرا را در میدان به تن داشت و در رویدادهای عمومی از او پاسداری می‌کرد.{{رف|شوم|وارثان اژدها - مسئله جانشینی}}
در سنین جوانی، رینیرا شیفتهٔ عمویش، شاهزاده [[دیمون تارگرین]] شد. آن شاهزاده ماجراجو اغلب از سفرهایش در آن سوی [[دریای باریک]] برای او هدایای عجیب می‌آورد. در طی [[جشن جلوس ویسریس تارگرین اول]]، سر [[کریستون کول]] با خلع سلاح کردن دیمون در نبرد نمایشی پیروز شد. آن شوالیه تاج افتخار را به رینیرا تقدیم کرد و از دختر هفت ساله درخواست لطف در میدان نبرد کرد. هنگامی که کریستون در {{تاریخ|۱۰۵}} به [[گارد پادشاهی]] پیوست، رینیرا شیفتهٔ او شد و او را «شوالیه سفیدش» نامید. ویسریس نیز اجازه داد آن شوالیه جذاب به عنوان سپر و محافظ شخصی رینیرا خدمت کند. از آن پس، کول همواره نشان رینیرا را در میدان به تن داشت و در رویدادهای عمومی از او پاسداری می‌کرد.{{رف|شوم|وارثان اژدها - مسئله جانشینی}}


اواخر {{تاریخ|۱۰۵}}، مادر رینیرا، ائما، در هنگام زایش برادر دوم رینیرا، شاهزاده [[بایلون تارگرین (پسر ویسریس اول)|بایلون]] درگذشت، که او نیز یک روز بعد مرد. سپس شاه ویسریس، رینیرا را به عنوان وارث خود اعلام کرد و تمام لردهای هفت پادشاهی را واداشت تا به او سوگند وفاداری یاد کنند و قول دهند که از حقوق جانشینی‌اش پاسداری نمایند. افزون بر این، رینیرا به عنوان [[شاهزاده دراگون استون|شاهزاده دراگون استون]] نامیده شد.{{رف|شوم|وارثان اژدها - مسئله جانشینی}}
اواخر {{تاریخ|۱۰۵}}، مادر رینیرا، ائما، در هنگام زایش برادر دوم رینیرا، شاهزاده [[بایلون تارگرین (پسر ویسریس اول)|بایلون]] درگذشت، که او نیز یک روز بعد مرد. سپس شاه ویسریس، رینیرا را به عنوان وارث خود اعلام کرد و تمام لردهای هفت پادشاهی را واداشت تا به او سوگند وفاداری یاد کنند و قول دهند که از حقوق جانشینی‌اش پاسداری نمایند. افزون بر این، رینیرا به عنوان [[شاهزاده دراگون استون|شاهزاده دراگون استون]] نامیده شد.{{رف|شوم|وارثان اژدها - مسئله جانشینی}}
خط ۷۷: خط ۷۷:
کمتر از شش ماه پس از مرگ‌های لینا، لینور و هاروین، رینیرا به‌طور پنهانی با عمویش، شاهزاده دیمون، که کارکشته‌ترین جنگاور زمان خود بود، در دراگون استون ازدواج کرد. سپتون یوستاس ادعا کرده که آن دو به‌طور پنهانی پیمان زناشویی بستند تا ویسریس نتواند ازدواج را ممنوع کند، در حالی که ماشروم گفته است دیمون، در سی و نه سالگی، پیش از ازدواج، شاهدخت بیست و سه ساله را بارور کرده بود. خبر ازدواجشان رسوایی بزرگی در دربار [[بارانداز پادشاه]] برانگیخت و پدر رینیرا را به خشم آورد. شاه ویسریس با خشم اعلام کرد که چنین ازدواجی، به این زودی پس از مرگ همسر دیمون و شوهر رینیرا، توهینی به یاد و خاطره آنان است، و مدتی زمان برد تا ویسریس و دیمون آشتی کنند. سال با تولد نخستین پسر رینیرا و دیمون پایان یافت، شاهزاده [[اگان تارگرین سوم|اگان جوان‌تر]]، که با چشمان بنفش و موهای نقره‌ای کم‌رنگ دیده به جهان گشود. پسر دیگری نیز در {{تاریخ|۱۲۲}} زاده شد که به نام [[ویسریس تارگرین دوم|ویسریس]]، به یاد پدر رینیرا، نام گرفت.{{رف|شوم|وارثان اژدها - مسئله جانشینی}}
کمتر از شش ماه پس از مرگ‌های لینا، لینور و هاروین، رینیرا به‌طور پنهانی با عمویش، شاهزاده دیمون، که کارکشته‌ترین جنگاور زمان خود بود، در دراگون استون ازدواج کرد. سپتون یوستاس ادعا کرده که آن دو به‌طور پنهانی پیمان زناشویی بستند تا ویسریس نتواند ازدواج را ممنوع کند، در حالی که ماشروم گفته است دیمون، در سی و نه سالگی، پیش از ازدواج، شاهدخت بیست و سه ساله را بارور کرده بود. خبر ازدواجشان رسوایی بزرگی در دربار [[بارانداز پادشاه]] برانگیخت و پدر رینیرا را به خشم آورد. شاه ویسریس با خشم اعلام کرد که چنین ازدواجی، به این زودی پس از مرگ همسر دیمون و شوهر رینیرا، توهینی به یاد و خاطره آنان است، و مدتی زمان برد تا ویسریس و دیمون آشتی کنند. سال با تولد نخستین پسر رینیرا و دیمون پایان یافت، شاهزاده [[اگان تارگرین سوم|اگان جوان‌تر]]، که با چشمان بنفش و موهای نقره‌ای کم‌رنگ دیده به جهان گشود. پسر دیگری نیز در {{تاریخ|۱۲۲}} زاده شد که به نام [[ویسریس تارگرین دوم|ویسریس]]، به یاد پدر رینیرا، نام گرفت.{{رف|شوم|وارثان اژدها - مسئله جانشینی}}


در {{تاریخ|۱۲۶}}، رینیرا استدلال کرد که پسر دومش، لوکرس، باید رسماً وارث [[دریفت‌مارک]] نامیده شود. با این حال، چندین عموزادهٔ کوچک‌تر [[خاندان ولاریون]] بی‌ثمر به تخت آهنین شکایت بردند که پسران او در حقیقت حرام‌زاده‌هایی از هاروین استرانگ‌اند و هیچ ادعایی بر دریفت‌مارک ندارند. شاه ویسریس سخنان آنان را در سکوت سنگین شنید، و پس از صدور فرمان برای بریدن زبانشان، لغزید و دستش تا [[استخوان]] بر تخت آهنین بریده شد. کبیر استاد [[ملوس]] در درمان شاه ناتوان بود، و او از تب ناشی از عفونت رنج کشید و بیم آن می‌رفت که بمیرد. ویسریس تنها زمانی بهبود یافت که رینیرا استاد خاص خود، [[جراردیس]]، را فرستاد تا زخم‌های پدرش را درمان کند.{{رف|شوم|وارثان اژدها - مسئله جانشینی}}{{رف|جیوآ|پادشاهان تارگرین: ویسریس اول}}
در {{تاریخ|۱۲۶}}، رینیرا استدلال کرد که پسر دومش، لوکرس، باید رسماً وارث [[دریفت‌مارک]] نامیده شود. با این حال، چندین عموزادهٔ کوچک‌تر [[خاندان ولاریون]] بی‌ثمر به تخت آهنین شکایت بردند که پسران او در حقیقت حرام‌زاده‌هایی از هاروین استرانگ‌اند و هیچ ادعایی بر دریفت‌مارک ندارند. شاه ویسریس سخنان آنان را در سکوت سنگین شنید، و پس از صدور فرمان برای بریدن زبانشان، لغزید و دستش تا [[استخوان]] بر تخت آهنین بریده شد. استاد اعظم [[ملوس]] در درمان شاه ناتوان بود، و او از تب ناشی از عفونت رنج کشید و بیم آن می‌رفت که بمیرد. ویسریس تنها زمانی بهبود یافت که رینیرا استاد خاص خود، [[جراردیس]]، را فرستاد تا زخم‌های پدرش را درمان کند.{{رف|شوم|وارثان اژدها - مسئله جانشینی}}{{رف|جیوآ|پادشاهان تارگرین: ویسریس اول}}


=== رقص اژدهایان===
=== رقص اژدهایان===
خط ۱۱۱: خط ۱۱۱:


== رویدادهای اخیر ==
== رویدادهای اخیر ==
===''توفانی از شمشیرها'' (A Storm of Swords)===
===''طوفان  شمشیرها'' (A Storm of Swords)===
[[استنیس براتیون]] (Stannis Baratheon) هنگام برشمردن شخصیت‌های تاریخی که به جرم خیانت کشته شدند، رینیرا را نزد [[داوس سی‌ورث]] (Davos Seaworth) یاد می‌کند.{{رف|یش|۳۶}}
[[استنیس براتیون]] (Stannis Baratheon) هنگام برشمردن شخصیت‌های تاریخی که به جرم خیانت کشته شدند، رینیرا را نزد [[داوس سی‌ورث]] (Davos Seaworth) یاد می‌کند.{{رف|یش|۳۶}}


===''جشنی برای کلاغ‌ها'' (A Feast for Crows)===
===''جشن کلاغ‌ها'' (A Feast for Crows)===
[[آریان مارتل]] (Arianne Martell) رینیرا را به‌عنوان توجیهی برای نقشه‌اش جهت تاجگذاری [[میرسلا براتیون]] (Myrcella Baratheon) یاد می‌کند.{{رف|ضبک|۱۳}}
[[آریان مارتل]] (Arianne Martell) رینیرا را به‌عنوان توجیهی برای نقشه‌اش جهت تاجگذاری [[میرسلا براتیون]] (Myrcella Baratheon) یاد می‌کند.{{رف|ضبک|۱۳}}


خط ۱۲۷: خط ۱۲۷:
{{نقل قول|من صلحی شرافتمندانه به او پیشنهاد دادم، و آن روسپی به صورتم تف انداخت. [[رقص اژدهایان|آنچه اکنون رخ می‌دهد]] بر گردن خودش است.{{رف|شوم}}|[[اگان تارگرین دوم]] (Aegon II Targaryen) در نوشته‌های [[گیلدین]] (Gyldayn)}}
{{نقل قول|من صلحی شرافتمندانه به او پیشنهاد دادم، و آن روسپی به صورتم تف انداخت. [[رقص اژدهایان|آنچه اکنون رخ می‌دهد]] بر گردن خودش است.{{رف|شوم}}|[[اگان تارگرین دوم]] (Aegon II Targaryen) در نوشته‌های [[گیلدین]] (Gyldayn)}}


{{نقل قول|[[دیمون بلک‌فایر]] (Daemon Blackfyre)، برادران [[خاندان توین]] (House Toyne)، [[پادشاه کرکس]] (Vulture King)، [[کبیر استاد]] [[هارت]] (Grand Maester Hareth)... خائنان همیشه با جانشان تاوان داده‌اند... حتی رینیرا تارگرین. او دختر [[ویسریس تارگرین اول|یک پادشاه]] (Viserys I Targaryen) و مادر [[اگان تارگرین سوم|دو]] (Aegon III Targaryen) [[ویسریس تارگرین دوم|دیگر]] (Viserys II Targaryen) بود، اما به سبب کوششی که برای غصب [[اگان تارگرین دوم|تاج برادرش]] (Aegon II Targaryen) کرد، به مرگ یک خائن کشته شد.{{رف|یش|۳۶}}|[[استنیس براتیون]] (Stannis Baratheon) به [[داوس سی‌ورث]] (Davos Seaworth)}}
{{نقل قول|[[دیمون بلک‌فایر]] (Daemon Blackfyre)، برادران [[خاندان توین]] (House Toyne)، [[پادشاه کرکس]] (Vulture King)، [[استاد اعظم]] [[هارت]] (Grand Maester Hareth)... خائنان همیشه با جانشان تاوان داده‌اند... حتی رینیرا تارگرین. او دختر [[ویسریس تارگرین اول|یک پادشاه]] (Viserys I Targaryen) و مادر [[اگان تارگرین سوم|دو]] (Aegon III Targaryen) [[ویسریس تارگرین دوم|دیگر]] (Viserys II Targaryen) بود، اما به سبب کوششی که برای غصب [[اگان تارگرین دوم|تاج برادرش]] (Aegon II Targaryen) کرد، به مرگ یک خائن کشته شد.{{رف|یش|۳۶}}|[[استنیس براتیون]] (Stannis Baratheon) به [[داوس سی‌ورث]] (Davos Seaworth)}}


{{نقل قول|[[ویسریس تارگرین اول|ویسریس نخست]] (Viserys I Targaryen) قصد داشت دخترش رینیرا پس از او فرمان براند، انکار می‌کنی؟ اما همان‌گاه که شاه در حال مرگ بود، [[کریستون کول|لرد فرمانده گارد پادشاهی]] (Criston Cole) تصمیم گرفت که باید جز این باشد.{{رف|ضبک|۱۳}}|[[آریان مارتل]] (Arianne Martell) به [[آریس اوکهارت]] (Arys Oakheart)}}
{{نقل قول|[[ویسریس تارگرین اول|ویسریس نخست]] (Viserys I Targaryen) قصد داشت دخترش رینیرا پس از او فرمان براند، انکار می‌کنی؟ اما همان‌گاه که شاه در حال مرگ بود، [[کریستون کول|لرد فرمانده گارد پادشاهی]] (Criston Cole) تصمیم گرفت که باید جز این باشد.{{رف|ضبک|۱۳}}|[[آریان مارتل]] (Arianne Martell) به [[آریس اوکهارت]] (Arys Oakheart)}}
۹۳۳

ویرایش